تبلیغات
سایت حقوقی - دادخواست «ازدواج مجدد» چگونه نوشته می‌شود؟
ترجمه به زبان انگلیسی ترجمه به زبان عربی ترجمه به زبان ترکی ترجمه به زبان روسی
کدامیک از موارد زیر میتواند مجازات کافی برای جرم اسید پاشی باشد ؟






بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
کل بازدید :
كسی كه امین نباشد و امانت را برنگرداند، خسارت خواهد دید.(امام علی (ع))

جوانان خیر

 دادخواست ازدواج در جواب سوال دوست عزیزمان علی

«از نظر قانون مرد تنها با اجازه همسر اول خود امكان ازدواج مجدد دارد. این ازدواج هم باید حتما در قالب سندی رسمی اعلام شود و اجازه‌هایی كه به شكل شفاهی یا كتبی اعلام شده باشد باید بررسی شود.
سند عقدنامه و محضر نیز از جمله مواردی است كه زن می‌تواند در آن به همسر خود اجازه ازدواج بدهد، اما در پرونده‌های تمكین زمانی كه توافقی میان زن و مرد حاصل نشود، پس از صدور اجرائیه و ابلاغ آن به زن، در صورتی كه همسر در مدت قانونی پاسخی به اجرائیه ندهد و حاضر به حضور در خانه شوهر و آغاز زندگی مشترك نشود، مرد با مراجعه به دادگاه و طرح دادخواست، تقاضای ازدواج مجدد می‌كند. دادخواست مذكور نیز به این صورت تنظیم می‌شود كه مرد به عنوان خواهان خطاب به دادگاه خانواده اعلام می‌كند: «ریاست محترم دادگاه خانواده ....... با سلام و احترام؛ به استحضار می‌رساند اینجانب ...... در سال ....... با خوانده طی سند رسمی به شماره...... به عقد دائم یكدیگر درآمدیم. همسرم مدت ...... است كه از تمكین و زندگی مشترك خودداری می‌كند و منزل مسكونی مشترك را ترك كرده است. بنده نیز برای ایشان اظهارنامه‌های مختلفی ارسال كرده‌ام كه بی پاسخ مانده و شكایت تمكین مطرح شده از سوی بنده نیز منتهی به صدور رای به نفع اینجانب و صدور اجرائیه گردیده، اما باز هم زوجه تمایلی به تمكین نشان نداده است.
از آنجا كه عدم عمل نمودن زوجه به وظایف زناشویی مشكلات متعددی برای اینجانب به همراه داشته است، از محضر دادگاه تقاضای رسیدگی به این دعوی و صدور حكم مبنی بر اجازه ازدواج مجدد را دارم.» پس از ارائه این دادخواست این پرونده نیز مانند دیگر پرونده‌ها روال قانونی خود را طی می‌كند و پس از ابلاغ واقعی و قانونی كه در شماره‌های گذشته درباره آن خواندید پرونده در وقت تعیین شده مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. دادگاه در جلسه رسیدگی صحبت‌های هر دو طرف را می‌شنود و با بررسی دقیق آنها و در صورت نیاز تحقیق درباره این صحبت‌ها با طی كردن روال عادی بررسی پرونده، پس از قطعی شدن حكم در دادگاه تجدیدنظر، دادگاه به مرد برگه‌ای می‌دهد كه مرد براساس آن می‌تواند بعد از ازدواج، ازدواج تازه خود را در محضر ثبت و از نظر قانونی ازدواج وی رسمیت پیدا می‌كند.»
قاضی عموزادی در ادامه صحبت‌های خود به این نكته اشاره می‌كند كه بسیاری از مردانی كه با همسر خود دچار اختلاف می‌شوند، ممكن است به ازدواج مجدد فكر كنند. برخی از آنها ممكن است سراغ ازدواج موقت بروند؛ در چنین حالتی، اگر آنها از دادگاه اجازه نداشته باشند زن با اطلاع از این مساله و اثبات آن در دادگاه بسادگی می‌تواند طلاق بگیرد. برای اثبات نیز راه‌های مختلفی وجود دارد. ممكن است مرد خود به این مساله اقرار كند. ممكن است زن شهودی را به دادگاه معرفی كند كه در تصمیم‌گیری دادگاه موثر باشد. یا این‌كه از دادگاه تقاضای استعلام كند و با گرفتن نامه‌ای به دفترخانه‌ای كه ازدواج در آن ثبت شده مراجعه كند.
قاضی عموزادی در تكمیل صحبت‌های خود به این نكته اشاره می‌كند كه برخلاف تصور عمومی، مرد بدون اجازه همسر خود حتی امكان ازدواج موقت هم ندارد و اثبات چنین موضوعی در دادگاه برای زن حق طلاق ایجاد می‌كند، اما وقتی مردی با اجازه دادگاه اقدام به ازدواج مجدد كند، همسر او دیگر امكانی برای طلاق گرفتن ندارد.
علت این مساله هم این است كه از نظر قانون همان‌گونه كه زن حقوقی مانند مهریه و نفقه دارد، وظیفه تمكین هم به عهده دارد و به همین دلیل به همان ترتیبی كه قانون از حقوق او حمایت می‌كند، از حقوق همسر وی نیز طرفداری می‌كند.
زنانی كه به عنوان خوانده به دادگاه دعوت می‌شوند، قطعا با ازدواج همسران خود مخالفند. هرچند طی حكم دادگاه این زنان ملزم به تمكین شده‌اند و حالا با عدم تمكین ناشزه محسوب می‌شوند، اما این مساله دلیلی بر عقب‌نشینی و خالی كردن میدان به نفع همسرانشان نیست. به همین دلیل اغلب زنان با حضور در دادگاه نكات مختلفی را مطرح می‌كنند تا امكان ازدواج را از همسر خود سلب كنند.
یكی از این نكات «زیر سوال بردن توانایی مالی مرد برای ازدواج مجدد» و طرح این نكته است كه «این مرد چگونه قرار است هزینه زندگی جدید خود را تامین كند»؟ به گفته قاضی عموزادی، وقتی مردان در مقابل چنین سوالی در دادگاه قرار می‌گیرند، نكات مختلفی را عنوان می‌كنند. مثلا می‌گویند «فردی كه قصد ازدواج با او را دارم، خودش دارای درآمد است» یا این‌كه می‌گویند «درآمد كافی برای اداره دو زندگی را دارم.» این مسائل در دادگاه بدقت بررسی می‌شود و در صورت اثبات این مساله كه مرد توانایی ازدواج مجدد دارد دادگاه به ازدواج مجدد رای می‌دهد. شاید برای بسیاری از مخاطبان ما این سوال پیش بیاید كه اگر مردی با اجازه دادگاه ازدواج كند و همسر اول او قصد بازگشت به زندگی مشترك را داشته باشد چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ زنان گاهی برای آزار و اذیت همسر خود دست به چنین اقداماتی می‌زنند و باعث می‌شوند مردی كه دوباره طعم دامادی را چشیده، به دردسر بیفتد.
گاهی هم ممكن است زن پس از ازدواج مجدد همسرش به هر دلیل دیگری كه به تعداد انسان‌های روی كره زمین متعدد است، به فكر بازگشت به زندگی خود بیفتد. درباره این مساله كه زنان چگونه می‌توانند بار دیگر به زندگی خود بازگردند، قاضی عموزادی می‌گوید: ساده‌ترین شكل كار، ارسال اظهارنامه از سوی زن برای مرد است كه در آن زن قید می‌كند با توجه به این‌كه از نظر قانونی و شرعی هنوز در علقه زوجیت همسرش است، قصد دارد دوباره به زندگی خود بازگردد.
در این مرحله مرد موظف است وسایل لازم برای زندگی مجدد زن را فراهم كند و در بحثی مانند نفقه هم باید بتواند عدالت را میان همسران خود رعایت كند. اگر مردی در این مرحله به اظهارنامه ارسالی از سوی همسرش توجه نكند، زن می‌تواند به دادگاه مراجعه و درخواست خود را پیگیری كند كه اگر باز هم مرد نسبت به این مساله بی توجهی كند، برای زن شرایطی فراهم خواهد شد كه بتواند دادخواست طلاق بدهد.
از نظر قانون مرد تنها با اجازه همسر اول خود امكان ازدواج مجدد دارد. این ازدواج هم باید حتما در قالب سندی رسمی اعلام شود
یادآوری این نكته هم لازم است كه مردان همیشه تنها بابت ناشزه بودن همسران خود دادخواست ازدواج مجدد نمی‌دهند بلكه آن‌گونه كه این قاضی دادگاه خانواده عنوان می‌كند، وجود مشكلاتی همچون بیماری عفونی زن كه امكان تمكین خاص او از مرد را سلب می‌كند، توانایی مالی قابل توجه مرد، عدم تمایل زن به تمكین خاص از مرد و... هم جزو دلایلی است كه دادگاه با بررسی دقیق آن در صورت درستی ادعای مرد به وی امكان ازدواج می‌دهد.
مثلا اگر زنی بیماری خاصی داشته باشد كه امكان تمكین را فراهم نكند و این بیماری علاجی نداشته باشد، با درخواست مرد، دادگاه زن را برای معاینه به پزشكی قانونی می‌فرستد و در این محل با معاینه دقیق پزشكی درستی ادعای مرد بررسی می‌شود. گاهی نیز ممكن است مردی با مراجعه به دادگاه عنوان كند كه همسرش پاسخگوی همه نیازهای زناشویی او نیست و در چنین حالتی ممكن است مرتكب خلاف شود و توان مالی برای اداره دو زندگی را هم دارد. این مساله نیز در دادگاه بررسی می‌شود.
نكته مهم این است كه زن نمی‌تواند با وجود بیماری از همسر خود تمكین نكند و به او هم اجازه ازدواج مجدد ندهد. یكی دیگر از مواردی هم كه ممكن است در دادگاه پیش بیاید، مساله اختلاف سنی میان زن و شوهر است كه در مواردی خاص كه زن از مرد خیلی بزرگ‌تر است، ممكن است دادگاه با اثبات ناتوانی زن در تمكین از مرد حكم به ازدواج مجدد بدهد.

ازدواج مجدد و تبعات آن

پیچیده شدن پرونده‌های خانوادگی معضلات زیادی را برای هر دو طرف پرونده به دنبال دارد. یكی از این وضعیت‌های پیچیده در پرونده‌های خانوادگی زمانی رخ می‌دهد كه زنان بدون عذر موجه از همسر خود تمكین نمی‌كنند و مردان نیز اقدام به ازدواج مجدد می‌كنند.
محمد مصطفایی یكی از وكلایی كه در شماره‌های گذشته نیز با وی گفتگو كردیم، درباره ازدواج مجدد مردان و تبعات آن می‌گوید: «قانونگذار برای ازدواج مجدد شرط‌های خاصی قائل شده و مرد نمی‌تواند از این شروط تخطی كند.
یكی از این شرط‌ها «اجازه همسر اول» است و دیگری زمانی محقق می‌شود كه زن ناشزه باشد و یا دچار بیماری شده باشد. برخی از مردها ممكن است در طول زندگی به دنبال فرصتی برای ازدواج مجدد باشند كه یكی از این فرصت‌ها عدم تمكین همسر آنهاست. برخی مردها ممكن است عمدا شرایطی را به وجود بیاورند كه همسر آنها در شرایط عدم تمكین قرار گیرد و سپس سراغ ازدواج مجدد بروند.»
مصطفایی درباره این مطلب كه در وضعیت فعلی جامعه ما مردان تا چه حد با داشتن حكم ازدواج مجدد و داشتن همسری ناشزه امكان ازدواج دارند، می‌گوید: « در بسیاری از مواقع برخی زنان به دلیل مشكلات مالی و از سر اجبار اقدام به ازدواج دوباره با مردی می‌كنند كه از طرفی از دادگاه اجازه ازدواج مجدد دارد و از طرف دیگر همسرش از او تمكین نمی‌كند. معمولا وضعیت مالی خوب مرد و مشكلات مالی زن در چنین مواردی عامل مهمی برای شكل گیری چنین ازدواج‌هایی است.
البته ازدواج مجدد مردان همیشه به دلیل ناشزه بودن همسرشان نیست، بلكه گاهی هم مرد با زن دیگری ارتباط برقرار می‌كند و این مساله به ازدواج موقت مخفیانه منتهی می‌شود. چنین مساله‌ای به مرور سبب می‌شود مرد نسبت به همسر اول خود بی مهری كند و تاثیر این بی مهری در كنار مشكلات احتمالی مالی موجب پیدایش مشكلات مختلفی برای زنان می‌شود. در نقطه مقابل زنان هم زمانی از همسر خود تمكین نمی‌كنند كه از او متنفر شده باشند و در این مرحله مرد برای آزار زن دادخواست تمكین می‌دهد و طبیعی است وقتی تنفر زنی از همسرش به جایی رسیده باشد كه از خانه او بیرون بیاید، دیگر تمكین نكردن از همسرش كاملا طبیعی است.»
مصطفایی با اشاره به این نكته مهم كه ماده 1133 قانون مدنی حق طلاق را منحصرا به مرد داده و زن برای گرفتن طلاق باید طی مسیری طولانی عسر و‌حرج و سختی خود را ثابت كند می‌گوید: مسائلی كه در این مرحله پیش می‌آید در پرونده‌هایی كه مشمول مرور زمان می‌شود ممكن است موجب بروز برخی مفاسد شود، مثلا خانمی كه قانونا و شرعا همسر فرد دیگری است، اما از ناحیه او تامین مالی نمی‌شود، سراغ روابط دیگری می‌رود. بارها چنین وضعیتی پیش آمده و زنان دستگیر شده‌اند و حكم به سنگسار آنها داده شده است. در برخی موارد نیز به دلیل این‌كه زنان امكان اثبات عسر و حرج خود را ندارند، طی آشنایی با مردی دیگر نقشه قتل همسران خود را می‌كشند.


نوشته شده توسط اردلان حسینی در دوشنبه 15 فروردین 1390 و ساعت 01:16 ب.ظ [+] | نظرات ()
Copyright © 2009- www.hoqouq363.orq.ir
این وب سایت درباره موضوعات حقوقی , اخبار , تصاویر و مواردی که در حیطه حقوق جای دارند , می پردازد. از آنجایی که سرشت انسانی مبتنی بر تمایل به تحقق عدالت بنا نهاده شده است امیدوارم که بتوانم بر جهت استمرار بیش از پیش آن گامی موثر بردارم.


مدیر وبسایت : اردلان حسینی